در ناامیدی بودم که آقا امام حسین نگام نمیکنه
آخه با آقا قول قراری گذاشتم
که یکی از دوستان برام یه بیت شعر فرستاد که شرمنده شدم از آقا
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویشاز بسکه کرم دارد و آقاست حسین